موسسه آموزش عالی مدت
15 نوامبر , 2014

اضطراب 

اضطراب و فوبیا ( ترسهای مرضی) از هر ده نفر یک نفر را در برهه ای از زندگیشان تحت تاثیر قرار می دهد.اضطراب یک حس طبیعی آدمی از ترس است که همه ما وقتی با شرایط سخت و تهدید کننده ای روبه رو می شویم آن را تجربه می کنیم . این مسئله می تواند ما را برای اجتناب از موقعیت های خطرناک کمک کند، ما را هشیار کرده و به ما انگیزه برای رویارویی با مشکلات می دهد.اما اگر شدت احساس این اضطراب ها خیلی شدید باشد، می تواند ما را از انجام کارهایی که می خواهیم انجام دهیم بازدارد.

پنیک (وحشت) 

یک جریان ناگهانی اضطراب که باعث می شود تا شما بخواهید آن موقعیت نگران کننده را ترک کنید.

فوبیا (ترس مرضی) 

فوبیا ترس از یک شرایط بخصوص است،  چیزی که خطرناک نیست و اغلب مردم آنرا ترس آور نمی دانند.

علت اضطراب، پنیک و فوبیا

ژنها

به نظر می آید بعضی از ما مضطرب تر از بقیه به دنیا می آییم-تحقیقات نشان میدهند که این مشکلات می توانند از طریق  ژنها انتقال پیدا کنند.اگرچه حتی کسی که به طور طبیعی مضطرب نیست اگر تحت فشار باشد می تواند مضطرب شود.

شرایط محیطی

گاهی اوقات واضح است که چه چیزی شما را مضطرب ساخته.وقتی که مشکل حل شود اضطراب هم از بین می رود.اگرچه بعضی از شرایط خیلی تهدید کننده اند- مثل تصادف ماشین ,تصادف قطار یا آتش سوزی – که اضطراب بعد از آن, حتی اگر به لحاظ جسمی آسیب ندیده باشید, می تواند تا مدتهای مدید ادامه پیدا کند. برای ماهها یا سالها بعد از آن واقعه عصبی می شوید یا احساس اضطراب می کنید حتی اگر به لحاظ جسمی آسیب ندیده باشید.این را استرس حاد پس از حادثه می نامند.

مواد مخدر

مواد مخدر مثل امفتامین ها,ال اس دی یا مواد روان گردان (اکستازی) میتوانند شما را مضطرب کنند-برای بعضی از مردم کافئین موجود در قهوه هم کافیست تا آنها را مضطرب سازد.

تجربیات زندگی

تجربیات بد گذشته ,تغییرات بزرگ در زندگی – حاملگی ,تغییرشغل ,بیکار شدن,تغییر محل زندگی هم  میتوانند شما را مضطرب کنند.

اضطراب چگونه احساسی است؟

روان

احساس دائمی اضطراب ,خستگی ,زودرنجی ,بد خوابی و ناتوانی در تمرکز

جسم

ضربان تند قلب ,تعرق,دردها و انقباضات عضلانی , لرزشهای فیزیکی ,

به سختی تنفس کردن ,گیجی ,ضعف ,سوء هاضمه و اسهال.

افرادیکه  از اضطراب رنج می برند,ممکن است نگران شوند که این علائم نشانه هایی از یک  بیماری وخیم است که این خود  نگرانی ممکن است  علائم اضطراب را بدتر کند.

پنیک (حمله ناشی از ترس) چگونه حسی است؟ 

یک حس آنی وبسیار شدید از ترس و از دست دادن کنترل است. تند تند تنفس می کنید ,صدای ضربان قلبتان را می شنوید,عرق می کنید و احساس می کنید که دارید می میرید.در چنین شرایطی هرچه سریعتراز آن موقعیت خارج شوید.

فوبیا (ترس مرضی) چگونه حسی است؟

شما در شرایط بخصوصی  احساس اضطراب شدید می کنید.به عنوان مثل اگر شما فوبیا به  سگ دارید، وقتی سگی دوروبرتان است احساس اضطراب شدید می کنید ولی در سایر مواقع مشکلی‌ ندارید.شما تمایل می یابید که ازموقعیت هایی که شما را مضطرب ساخته اجتناب کنید اما این مسئله, ترس شما را به مرور زمان بیشتر میکند.این بدین معنی است که زندگیتان توسط احتیاط های شما برای اجتناب از این موقعیت ها شدیدا تحت تاثیرقرار می گیرد.معمولا متوجه می شوید که هیچ خطر واقعی وجود ندارد و گاهی اوقات احساس احمقانه ای در مورد ترس تان پیدا می کنید,اما هنوز هم قادر به کنترل آن نیستید.

…وهمچنین ممکن است احساس افسردگی کنید

اضطراب و پنیک اغلب با احساس افسردگی همراه است ,وقتی شما احساس غم و نا امیدی می کنید,اشتهایتان را از دست می دهید و آینده را نا امید وغم انگیزمی بینید.

چه کمکهایی موجود است؟

خودیاری

 شما می توانید روشهای تمدد اعصاب را از طریق گروه ها ,افراد متخصص یا خودآموزی به وسیله

دی‌وی‌دی ها یا سی‌دی ها ,یا  کتب فرا گیرید .

تمرینات مرتب به شما کمک می کند این کارها را به آسانی انجام دهید بنابراین می توانید ازآنها در بحرانهای اضطرابی استفاده کنید.

درمورد اضطرابتان با دیگران صحبت کنید

ممکن است نخواهید راجع به ترس تان یا احساس اضطرابتان با اعضای خانواده صحبت کنید اما اگر این کار را بکنید می تواند برای شما سودمند باشد.با یک دوست یا فامیل که به او اعتماد دارید و به او احترام می گذارید شروع کنید, کسی که شنونده خوبی است. ممکن است خودشان هم همین مشکلات را داشته اند یا کسی  که این مشکل را دارد بشناسند.

گروههای خود درمانی

صحبت کردن با مردمی که مشکلات مشابه دارند آسان تر است چونکه آنها درک می کنند که شما چه تجربه ای داشته اید.آنها ممکن است بتوانند راههایی برای برآمدن از پس مشکلات پیشنهاد کنند.این گروهها ممکن است روی اضطراب ها و ترسها تمرکز کنند یا روی مشکلاتی دیگر,برای مثال گروههای زنان- گروههای والدین داغدیده- بازماندگان تجاوز.

روان درمانی

این یک نوع درمان از طریق صحبت است که کمک می کند اضطرابتان را درک و کنترل کنید ,این نوع درمان می تواند در گروهها یا به صورت فردی انجام شود و معمولا هفتگی می باشد و هفته ها یا ماهها طول می کشد.

درمان های مختلفی برای درمان اضطراب وجود دارد که یکی از رویکردها ، رویکرد درمانی سیستمی رفتاری است که با استفاده از فنونی مثل پارادوکس و مکانیسم های چهارگانه تاثیرگذاری فنون این درمان و …  به درمان اختلالات اضطرابی می پردازند.

دارو درمانی

.آرامبخش ها :داروهای آرامبخش ,بنزودیازپین (مثل اغلب قرصهای خواب)داروهای بسیار موثری هستند ولی بالقوه اعتیادآورند, بدین خاطربهتر است به مدت 2 هفته یا کمتر استفاده شوند.

.داروهای ضد افسردگی :برای اضطراب خیلی خوب عمل می کنند ,اگرچه آنها معمولا 2 تا 4 هفته برای عمل کردن نیاز دارند و بعضی باعث تهوع ,خواب آلودگی ,گیجی ,خشکی دهان و یبوست می شوند.مقا له اصلی ما را برای اطلاعات بیشتر در مورد داروهای ضد افسردگی در وب سایت  ببینید.

.بتا بلاکرها: (معمولا برای درمان فشارخون بالا استفاده می شوند) در دوزهای کم برای کنترل لرزشهای فیزیکی اضطراب مورد استفاده قرار می گیرند.

مترجم:Dr. Mohammad Reza Saghian

اختلال وسواس جبری

همه ما ممکن هست در دوره هایی کمی‌ وسواسی به نظر بیاییم.

اما زمانی‌ میگویم که فردی  احتمالا دچار اختلال وسواسی جبری هست که:

۱. افکار یا تصورات ناراحت کننده, علی‌ رغم میلش, به ذهنش هجوم می‌آورند و تلاش او برای بیرون راندن آنها از ذهنش بی‌ نتیجه هست.- افکار یا تصورات  وسواسی.

 ۲. حس می‌کند که باید بعضی‌ از کار‌ها رو به شکل خاصی‌ انجام دهد تا احساس آرامش کند، مثلا مرتباً دست شستن یا مرتباً چیز‌های مختلف رو چک کردن به طور مثال: آیا در خانه بسته هست یا نه آیا اطو به برق است یا نه آیا زیر گاز روشن است یا نه-اقدامات جبری مرتبط با آن.

شیوع اختلال وسواسی جبری:

از هر ۵۰ نفر ۱ نفر در کل عمر ش دچار اختلال وسواسی جبری میشود. شیوع در مرد و زن مساوی است. در کل بریتانیای کبیر حدود یک میلیون نفر به این بیماری دچار هستند. این بیماری معمولا در دوره جوانی   بروز می‌کند و شامل دوره‌های بهبود و پسرفت خود به خودی است. معمولا بیماران سالها از این بیماری رنج میبرند بدون درخواست کمک.

علائم بیماری:

-افکار یا تصورات  وسواسی تکرار شنونده و نگران کننده.

-احساس اجبار به انجام بعضی‌ از کار‌ها به شکلی‌ خاص برای کاهش حس نگرانی، به عنوان مثال:تکرار مکرر یک کار مثل دست شستن یا تکرار یه جمله خاص یا شمردن اعداد به طور مکرر.

علل بروز اختلال وسواسی جبری:

  • ارث
  • استرس
  • تغییرات عمده در زندگی‌ مانند بلوغ، شغل جدید، به دنیا آمدن نوزاد
  • اختلال در سروتونین، ماده شیمیایی در مغز
  • خصوصیات شخصیتی: افراد بیش از اندازه با دقت، تمیز و وسواسی

کمک به خود:

 به‌‌‌ طور مرتب برای حدود نیم ساعت و هر روز  به افکار وسواسی تان  فکر کنید، یا آنها را روی یک برگه کاغذ بنویسید و بعدا آنها را دوباره بخوانید و یا اینکه آنها را ضبط کنید و دوباره به آنها گوش دهید و همزمان در برابر میل به انجام اقدامات جبری مرتبط مقاومت کنید. برای مثل افکار وسواسی شما ممکن است مربوط به تمیزی باشد و اعمال جبری مربوط میتواند شستشوی بیش از حد باشد.

  • از مشروبات الکلی دوری کنید.
  • اگر افکار وسواسی شما، مربوط به دین و ایمان است، در مورد آنها با افراد مطلع و آگاه به این امور  مشورت کنید.
  • کتاب‌های مفید و کمک کننده مربوط به اختلال وسواسی جبری را مطالعه کنید.

کمک تخصصی

روان درمانی:

  • تماس تدریجی‌ با محرک  وسواس و اجتناب آگاهانه از انجام اقدامات جبری مرتبط با آن.
  • روان درمانی شناختی‌: هدف این روش کار بر روی افکار منفی‌، سر زنش کننده و غیر واقعی ماست.

دارو درمانی:

دارو‌های ضّد افسردگی: حتا اگر شما افسرده نیستید هم داروهای ضّد افسردگی اس‌ اس‌ آار‌ای میتوانند مفید باشند. آنها میتوانند به تنهایی و یا به همراه  روان درمانی شناختی‌  در اختلال وسواسی جبری متوسط تا شدید استفاده شوند. اگر دارمان بعد از سه ماه جواب نداد مرحله بعدی میتواند تغییر داروی اس‌ اس‌ آار‌ای به داروی کلمیپرامین باشد.

درمان تا چه حد   موثر است؟

 تماس تدریجی‌ با محرک وسواس و اجتناب آگاهانه از انجام اقدامات جبری مرتبط و روان درمانی شناختی‌:

حدوداً از هر چهار نفر، سه نفر از آنها به این روش به درجات مختلف جواب میدهند. یک نفر از چهار نفر عود مجدد خواهد داشت.  و یک نفر از چهار نفر هم نمی توانند یا نمی‌خواهند که این روش درمانی را به طور کامل انجام دهند.

دارو درمانی:

حدوداً از هر ده نفر، شش نفر با این روش علأئمشان  به نصف تقلیل می‌یابد. ادامه دارودرمانی حتا پس ازسالها  از بروز اولیه بیماری، میتواند از بروز مجدد آن جلوگیری کند. حدود نیمی از افرادی که دارودرمانی را متوقف میکنند، پس از چند ماه دچار عود بیماری میشوند. این احتمال در افرادی که از ترکیب رواندرمانی با دارو درمانی استفاده میکنند کمتر است.

بهترین روش درمانی برای من کدام است؟

اختلال وسواسی جبری خفیف:

تماس تدریجی‌ با محرک  وسواس و اجتناب آگاهانه از انجام اقدامات جبری مرتبط با آن. این روش موثر می‌باشد و دارای عوارض جانبی هم نیست. در این روش شما باید مصمم و با پشتکار باشید. باید خود را برای افزایش موقّتی اضطراب در طی دوره اولیه  درمان با این روش آماده کنید. روان درمانی شناختی‌ و دارو درمانی هم در این نوع از اختلال وسواسی جبری به همین اندازه مفید هستند.

اختلال وسواسی جبری متوسط تا شدید:

شما میتوانید یا  روان درمانی شناختی‌ ( تا ده ساعت) یا دارو درمانی ( تا دوازده هفته) داشته باشید. اگر بهبودی حاصل نشد، میتوانید هردو اینها را بطور همزمان داشته باشید.اگر اختلال به شکل شدید است، بهتر است که هر دو این درمانها را از ابتدا به طور همزمان داشته باشید.

اگر شما نتوانید روان درمانی را تحمل کنید، می‌توان فقط از دارو درمانی استفاده کرد. در این صورت ریسک عود بیماری  حدوداً یک نفر از هر دو نفر است در حالیکه در ترکیب دارو و روان درمانی ریسک عود بیماری یک نفر از هر چهار نفر است. مصرف دارو در دوران شیردهی و حاملگی‌ توصیه نمیشود.

مترجم:Dr. Amir Sajjadi

اين جزوه براي هر فرد مبتلا افكار وسواسي يا اعمال جبري، خانواده و دوستان فرد مبتلا و ديگراني كه مي خواهند بيشتر در مورد اين بيماري بدانند تهيه شده است.

در اين جزوه شما در خواهيد يافت:

– ابتلا به بيماري وسواسي جبري به چه معناست
– چطور خودتان را ياري كنيد
– چه كمكي مي توان گرفت
– مكانهايي كه مي شود از ايشان كمك دريافت كرد
– ديگر منابع اطلاعاتي
– مراجع تحقيق و دستورالعمل ها

«او يك طرفدار وسواسي فوتبال است. اين خانم به كفش وسواس دارد. اين مرد يك دروغگوي بلااختيار است.» ما اين بيان را براي افرادي بكار مي بريم كه عملي را به طورمكرر انجام مي دهند. حتي وقتي ديگران هيچ دليلي براي آن نمي بينند. معمولاً اين رفتار مشكلي ايجاد نمي كند و حتي در برخي از مشاغل مي تواند مفيد باشد. با اين وجود، اختيار به انجام كار و انديشه تكرار شونده مي تواند به طور غيرمفيدي بر زندگيشان مسلط شود.

بنابراين اگر:

افكار ناخوشايندي به مغزتان هجوم مي آورند حتي زماني كه سعي در دوركردن آنها داريد يامجبور به لمس يا شمردن چيزي هستيد يا عملي مانند دست شستن را مرتباً تكرار مي كنيد،احتمالاً‌ شمامبتلا به بيماري وسواسي جبري هستيد.

ابتلا به بيماري وسواسي جبري به چه معني است؟

ليز: «من از اينكه از ديگران به من چيزي سرايت كند هراسناكم. ساعتها وقت صرف ضدعفوني كردن تمام سطوح منزلم مي كنم تا جلوي ميكروبها را بگيرم.  روزانه به دفعات مكرر دستهايم رامي شويم سعي مي كنم از خانه   بيرون نروم وقتي همسر و فرزندانم  به منزل باز مي گردند   از ايشان مي خواهم كاملاً توضيح دهند   به  چه     مكانهايي رفته اند . و اين وقتي است  كه  به محل خطرناكي مانند بيمارستان رفته باشند.  همچنين آنها را وادار مي كنم تمام   لباسهايشان را عوض كرده و بطور كامل خود را بشويند. بخشي از درونم مي گويد اين نگراني ها احمقانه اند. خانواده من از اين وضع به تنگ آمده اند. اما اين مشكل آنچنان طولا ني شده است كه ديگر نمي توانم آنرا متوقف كنم.»
جان: «تمام روز من صرف اين مي شود كه هيچ اشكالي پيش نيايد. هر روز صبح يك ساعت وقت صرف مي كنم تا از خانه خارج شوم چراكه هرگز مطمئن نيستم آيا تمام دستگاههاي برقي مانند اجاق را خاموش كرده ام يا تمام پنجره ها را قفل كرده ام. سپس اجاق گاز را براي اطمينان از خاموش بودن پنج بار كنترل مي كنم اما اگر هنوز احساس خوبي نداشته باشم مجبور خواهم بود تمام كارها را از نو انجام دهم.
در پايان از همسرم مي خواهم تمام اين موارد را بخاطر من دوباره انجام دهد.
در سركار هميشه از كارم عقب هستم چون هر چيز را چندبار تكرار مي كنم   تا مطمئن شوم اشتباهي مرتكب نشده ام. اگر مكر را چك نكنم دچار  اضطراب غير قابل تحملي مي شوم. مي دانم مسخره است اما فكر مي كنم اگر اتفاق بدي بيفتد من بخاطر آن سرزنش خواهم شد.»
داون: «من از اينكه به دختر نوزادم آسيبي برسانم در هراس و نگرانيم. مي دانم كه اينرا نمي خواهم اما افكار ناخوشايند بطور مداوم به مغزم هجوم مي آورند. خودم را در حاليكه كنترل خود را از دست داده و با يك چاقو به او حمله   كرده ام مجسم مي كنم. تنها راه خلاصي از اين افكار را دعا خواندن و متعاقباً يك انديشه خوش‌آيند مانند «ميدانم او را بسيار دوست دارم» مي دانم. بدينوسيله كمي احساس بهتري مي كنم و اين تا بار بعدي است كه اين افكار ترسناك دوباره  به سرم هجوم مي آورند. تمام اشياء تيز و چاقوها را در خانه ام پنهان كرده ام. به خودم مي گويم تو مادر خيلي بدي هستي كه اين افكار

را داري. فكر مي كنم دارم ديوانه مي شوم.»

بيماري وسواسي جبري سه بخش اصلي دارد:

-افكاري كه شما را بيمناك مي كنند (وسواسها)
-اضطرابي كه شما احساس مي كنيد.
-اعمالي كه انجام مي دهيد تا اضطرابتان كاهش يابد (اعمال جبري)

آنچه شما مي انديشيد (وسواس ها)

 انديشه ها:‌ كلمات منفرد، جملات كوتاه و گاها قافيه داري كه ناخوشايند، تكان دهنده يا كفرآميز هستند. سعي مي كنيد به آنها فكر نكنيد اما آنها از ذهنتان دور نمي شوند. شما نگرانيد كه احتمالاً بوسيله ميكروبها، خاك، HIV يا سرطان آلوده شويد. يا فردي بخاطر بي احتياطي شما آسيب ببيند.

  •  تصاوير ذهني:  شما كه نشان مي دهند اعضاي خانواده شما از بين رفته اند يا خودتان در حال انجام عملي خشن يا تعرض جنسي هستيد كه كاملاً دور از منش شماست، از جمله چاقوزني يا تجاوز جنسي به ديگري يا خيانت به شريك زندگي. ما مي دانيم افرادي با افكار وسواسي به خشونت روي نمي آورند و اين افكار را عملي نمي سازند.
  •  ترديدها: شما ساعتها با خود فكر مي كنيد كه ممكن است باعث تصادف يا بداقبالي براي فردي شده باشيد. ممكن است نگران اين باشيد كه با اتومبيلتان با فردي تصادف كرده يا در و پنجره منزلتان را قفل نكرده باشيد.
  •  نشخوار هاي ذهني  : شما دائم با خود در مورد انجام دادن يا ندادن يك كار كلنجار مي رويد در نتيجه نمي توانيد ساده ترين تصميم را بگيريد.
  •  كمال گرايي:  اگر امور كاملاً بدرستي به جا آورده نشوند، در جاي خود يا در مكان درست خود نباشند، مثلاً اگر كتابها بطور دقيق در قفسه كتاب چيده نشده باشند رنجيده مي شويد. در حاليكه ديگران (در شرايط مشابه) رنجيده و ناراحت
    نمي شوند.

اضطرابي كه احساس مي كنيد:

  •  احساس ناراحتي، اضطراب، ترس، گناه، نگراني يا افسردگي مي كنيد.
  •  چنانچه عمل تكراري خود را انجام دهيد احساس بهتري مي كنيد. اما اين احساس ماندگار نيست.

آنچه شما انجام مي دهيد (اقدامات تكراري اجباري):

  •  اصلاح افكار وسواسي: در مورد افكار خنثي كننده همچون شمارش، دعاخواندن يا تكرار يك كلمه بخصوص فكر مي كنيد. حس مي شود اين افكار از وقوع  اتفاقات بد پيشگيري مي كند. اين همچنين مي تواند راهي براي رهايي از افكار يا تصاوير   ناخوشايندي باشد كه شما را آزار مي دهد.
  •  تكرار اعمال يكنواخت: دست تان را مرتب مي شوييد، كارها را خيلي به آهستگي و به دقت انجام مي دهيد. احتمالاً اشياء يا فعاليت هايي را بصورت خاصي مي چينيد يا انجام مي دهيد.
  •  چك كردن: بدن خودتان را براي آلودگي، لوازم برقي را براي خاموش بودن، قفل هاي منزل را براي بسته بودن يا مسير خودتان را براي امن بودن چك مي كنيد.
  •  اجتناب: از هر چيزي كه يادآور افكار نگران كننده هستند. شما از لمس اشياء خاصي، رفتن به مكانهاي خاص،‌ انجام امور خطير و مسئوليت دوري مي كنيد. بعنوان مثال شما از آشپزخانه به سبب آنكه ممكن است چاقوي تيز در آن بيابيد دوري مي كنيد. انباشتن  وسايل بي مصرف  و از كار افتاده-  شما نمي توانيد هيچ چيز را دور بريزيد.

اطمينان بخشي، بطور مداوم از ديگران مي خواهيد به شما بگويند همه چيز روبه راه است.

بيماري وسواسي جبري تا چه حد شايع است.
حدوداً از هر 50 نفر يك نفر در برهه‌اي از طول عمر خود مبتلا به بيماري وسواسي جبري مي شوند. ميزان شيوع بين مردان و زنان يكسان است. اين ميزان به معني حدود يك ميليون نفر مبتلا به UK مي باشد.
از مبتلايان مشهور مي توان از چارلز داروين، پرستار پيشگام فلورانس نايتينگل و جان بانيان مولف كتاب پيشرفت زائر (Pilgrim’s progress ) نام برد.
اگر شما قمار مي كنيد بطور جبري مي خوريد يا مي آشاميد آيا به معني ابتلا به بيماري وسواسي جبري هست؟
خير اصطلاح جبري وسواسي گاهي براي افرادي كه قمار مي كنند، الكل مصرف مي كنند، داروهاي خياباني مصرف مي كنند يا حتي بيش از حد ورزش مي كنند استفاده مي شود. در صورتي كه اين رفتار ها مي تواند لذت آور باشند.   امور جبري هرگز لذت بخش نيستند. آنها همواره بعنوان يك عمل ناخوشايند يا رنج آور حس مي شوند.
بيماري وسواسي تا چه حد مي تواند بد باشد؟
اين خيلي متغير است اما  شغل     ،روابط اجتماعي  يا  خانوادگي همگي بسيار پربارتر و اقناع كننده تر هستند چنانچه شما مجبور نباشيد بر بيماري وسواسي جبري خود فائق آييد.
بيماري وسواسي جبري شديد ممكن است فعاليت كاري منظم،‌ مشاركت در زندگي خانواگي يا حتي سركردن با خانواده تان را ناممكن سازد. بويژه آنكه خانواده تان  ممكن است از اينكه شما سعي در درگيركردنشان مي كنيد آشفته شوند.

آيا افراد مبتلا به OCD (بيماري وسواسي جبري) ديوانه اند؟

خير ،اما ممكن است شما به دليل آنكه احتمالاً ديگران فكر كنند شما ديوانه ايد تمايلي به كمك گرفتن نداشته باشيد. اگرچه امكان دارد فكر كنيد احتمال دارد كنترلتان را از كف بدهيد. ما مي دانيم كه مبتلايان به بيماري وسواسي جبري چنين نمي كنند.

ساير بيماريهاي مشابه بيماري وسواسي جبري :

  •  بيماري بد شكل انگاري جسمي يا پريشاني ناشي از زشتي خيالي شما باور داريد كه بخشي از صورت يا بدنتان شكلي نامناسب داشته و ساعتها مقابل آينده وقت صرف مي كنيد. تا اين اشكال خيالي را بپوشانيد يا چك كنيد. شما حتي ممكن است ديگر ميان جمع نرويد.
  •  يك نياز غيرقابل اجتناب به كندن موي سر و ابروها (Trichotillomania).
  •  ترس از ابتلا به يك بيماري جسمي شديد مانند سرطان (خود بيمار پنداري).
  •  افراد مبتلا به سندروم توريت (وقتي كه فرد ممكن است ناگهان فرياد زند يا سريعاً بدنش را به طور غيرقابل كنترل حركت دهد) اين افراد اغلب بيماري وسواسي جبري نيز دارند.
  •  كودكان با شكلي از بيماري Autism (گوشه گيري) همچنين سندروم آسپرژر Asperger  كه ممكن است مبتلا به بيماري وسواسي جبري باشند. چرا كه آنها دوست دارند هيچ چيز تغيير نكند و ممكن است دوست داشته باشند مكرراً كارها را انجام دهند كه كمك مي كند كمتر مضطرب شوند.

بيماري وسواسي جبري چگونه آغاز مي گردد؟

بسياري از كودكان جبر خفيف دارند آنها ممكن است اسباب بازي هايشان را بطور خيلي دقيق بچينند يا از قدم گذاشتن روي ترك پياده رو پرهيز كنند. اين وضعيت معمولاً با بالاتر رفتن سن ناپديد مي شود،‌ بيماري وسواسي جبري بزرگسالان در سنين 12-13 سالگي و اوائل دهة   دوم زندگيشان بروز مي كند ولي مبتلايان معمولاً تا سالها بعد از ابتلا بدنبال درمان آنها نمي روند.
چشم انداز بيماري  بدون ياري يا درمان چيست؟
بسياري افراد با بيماري وسواسي جبري خفيف بدون درمان بهبود مي يابند اما بهبود خودبخود معمولاً با OCD متوسط تا شديد ديده نمي شود. اگرچه ممكن است دوره هاي زماني باشند كه بنظر برسند علائم ناپديد شده اند. در برخي علائم به آهستگي بدتر مي شود و در برخي ديگر علائم وقتي شديد مي شوند كه افراد زير فشار روحي يا افسرده باشند. درمان معمولاً كمك كننده است.

علامت ايجاد OCD چيست؟

ژنها:  OCD (بيماري وسواسي جبري) گاهي اوقات ‌‌‌‌ارثي است بنابراين مي تواند در نسل هاي مختلف يك خانواده ديده شود.
استرس: اتفاقات استرس زاي زندگي عامل حدود يك سوم موارد هستند.
تغييرات زندگي: مواردي كه فرد بطور ناگهاني  مجبور به افزايش مسئوليتش مي شود مانند بلوغ،‌ تولد بچه يا شغل جديد.
تغييرات مغزي: محققان معتقدند اگر شما علائم OCD را بيشتر از يك زمان كوتاه داشته باشيد، عدم تعادل يك ماده شيميايي به نام سروتونين (همچنين به نام SHT) در مغز ايجاد مي شود. آنها در حال حاضر بخشهاي خاصي از مغز را كه به نظر در OCD دخيل به نظر مي رسند مورد مطالعه قرار داده اند.
شخصيت: اگر شما فردي منظم، دقيق، برنامه ريز و با استانداردهاي بالا هستيد، بيشتر در معرض ابتلا به OCD هستيد. اين صفات بطور طبيعي مفيدند اما چنانچه افراطي شوند ممكن است به سمت OCD سوق يابند.
روشهاي تفكر: تقريباً همه ما گاهي افكار بسيار مضطرب كننده داريم. چه مي شد اگر زير  ماشين برويم يا  به فرزند خود آسيب بزنيم. اغلب ما اين افكار را سريعاً از سر خود دور مي كنيم. و روال عادي زندگي خود را پيش مي گيريم. اما چنانچه شما بخصوص استانداردهاي بالاي اخلاقي و مسئوليتي داشته باشيد ممكن است احساس كنيد حتي داشتن اين افكار وحشتناك است بنابراين احتمال بالاتري وجود دارد كه منتظر بازگشت آنها باشيد كه اين به نوبه خود بازگشت آنها را محتمل تر مي كند.

چه عاملي باعث ادامه OCD مي شود؟

  •  تعجب آور اينكه برخي راههايي كه شما از طريق آنها سعي در كمك به خودتان داريد در واقع به تدوام بيماري كمك مي كند.
  •  تلاش در بيرون راندن افكار از ذهنتان- اين كار معمولاً باعث مي شود افكار بازگردند. يك دقيقه سعي كنيد به يك فيل صورتي فكر نكنيد. شما احتمالاً متوجه مي شويد مشكل است به چيز ديگري فكر كنيد.
  •  اعمال تكراري – چك كردن- اجتناب و تاييد خواستن   از ديگران باعث مي شود براي مدت كوتاهي اضطرابتان كمتر شود. بخصوص اگر حس كنيد اين مي تواند از بروز حادثه اي بد و ناخوشآيند جلوگيري كند، اما هر بار كه شما اينگونه عمل مي كنيد،    باور خود كه آنها از وقوع حوادث بعد جلوگيري مي كنند را قدرت مي بخشيد و بنابراين شما فشار بيشتري براي انجام آنها حس مي كنيد و الي آخر …
  •  انديشيدن به افكار خنثي كننده، شما زمان صرف اصلاح افكار مضطرب كننده با فكر ديگري مثل شمارش تا ده يا تصوير (خوشايند) (مشاهده فردي زنده و سالم) مي كنيد سپس متوقف شده و منتظر مي مانيد تا اضطراب از بين برود.

خويشتن ياري

  •  خود را در معرض افكار مشكل زا قرار دهيد، ممكن است به نظر عجيب برسد اما اين يك راه كنترل بيشتر اين افكار است. آنها را ضبط كرده ودوباره به آن گوش دهيد،يا از آنها يادداشت برداريد ودوباره آنها را بخوانيد. لازم است اين كار را بطور منظم و روزانه نيم ساعت انجام دهيد تا وقتي كه اضطرابتان كاهش يابد.
  •  در مقابل رفتار جبري مقاومت كنيد، نه افكار وسواسي.
  •  براي كاهش اضطراب خود الكل مصرف نكنيد.
  •  اگر افكارتان شامل مشغوليات ذهني مرتبط با اعتقاد يا مذهبتان است گاهي صحبت با يك رهبر مذهبي براي كمك به مسئله چنانچه مشكل OCD  در ميان باشد،مي تواند مفيد باشد.
  •  با يكي از گروههاي حمايت كننده تماس بگيريد يا به پايگاههي اينترنتي فهرست شده در آخر اين جزوه مراجعه كنيد.
  •  يكي از كتابهاي خود ياري مانند يكي از عناوين مندرج در آخر اين جزوه را تهيه كنيد.

كسب كمك

الف) دو نوع درمان رفتاري شناختي براي درمان بيماري وسواسي جبري (OCD)  وجود دارد:
1)مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي (ERP)  و 2)درمان شناختي.

ب)درمان سیستمی رفتاری

ERP  (مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي)

اين روشي براي توقف تقويت دو جانبه رفتارهاي جبري و اضطرابهاي ماست.ما مي دانيم اگر شما به مدت طولاني در يك موقعيت استرس زا باقي بمانيد بتدريج به آن عادت كرده،اضظراب شما ازبين مي رود. بنابراين شما با موقعيتي كه از ان هراس داريد رودرو مي شويد،اما در عين حال انجام امور جبري تكراري مانند چك كردن مداوم يا تميز كردن(پيشگيري از پاسخ عملي)را متوقف مي كنيد ومنتظر مي شويد تا اضطراب از شما دور شود.
معمولا بهتر است اين كار را قدم به قدم انجام دهيد.

  •  فهرستي از تمام چيزهايي كه در حال حاضر از آنها مي ترسيد يا اجتناب مي كنيد را تهيه كنيد.
  •  تمام موقعيتها يا افكاري كه كمتر از همه شما را مي ترسانند را در انتهاي فهرست قرار دهيدو بدترينها را در ابتداي آن.
  •  سپس از انتها شروع كرده و به سمت ابتداي فهرست بياييد و سعي كنيد يك به يك به حل آنها بپردازيد. به مورد بعدي صعود نكنيد مگر انكه به قبلي به طور كامل چيره شده باشيد.اين كار بايد روزانه و لا اقل يكي دو هفته انجام پذيرد.هر بار لازم است شما اين كار را تا وقتي انجام دهيد كه مدت زمان اضطرابتان را به كمتر از نصف زماني   كه در بدترين حالت طول مي كشد كاهش دهيد – حدود 60-30 دقيقه براي شروع.

ثبت مقياسي از اينكه اضطرابتان هر ۵ دقيقه به چه ميزان است (مثلا  صفر براي بدون ترس تا ۱٠ براي ترس شديد)خواهيد ديد احساس ترس چطور افزايش يافته و بعد كاهش مي يابد.
شما مي توانيد برخي مراحل را با درمانگر خود تمرين كنيد،ولي اكثر اوقات بايستي اين كار را در محيطي كه در آن احساس راحتي مي كنيد و به تنهايي انجام دهيد.
مهم است به ياد داشته باشيد كه شما نياز نداريد از تمام اضطرابتان خلاصي يابيد بلكه فقط تا ميزاني كه احساس بهتري كنيد . به ياد داشته باشيد كه اضطرابتان:

  •  نا خوشايند است اما لطمه اي به شما نخواهد زد.
  •  در نهايت از بين خواهد رفت.
  •  با تمرين مواجهه با آن ساده تر خواهد شد.

دو راه اصلي براي انجام ERP  (مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي) وجود دارد:

  •  خويشتن ياري هدايت شده،توصيه هاي يك كتاب،نوار يا دي وي دي يا برنامه نرم افزاري را دنبال مي كنيد.اما اين بايستي كمتر از روشهاي ديگر بكار گرفته شوند،اين راه وقتيOCD   شما خفيف است مي تواند مناسب باشد و شما در خود اين اعتماد به نفس را داريد كه روشهاي مختلف ،كمك به خويشتن را بكار ببريد.
  •  تماس مستقيم و منظم با يك كارشناس به تنهايي يا در يك گروه

اين امر مي تواند بطور رودررو يا با تلفن صورت گيرد،معمولا اين امر بطور هفتگي يادوهفته يكبار در آغاز به انجام مي رسدو هر جلسه مي تواند بين ٦٠-٤۵ دقيقه باشد.تا ۱٠ ساعت جلسات حضوري براي شروع توصيه مي شود،اما ممكن است مدت زمان بيشتري نياز باشد.

يك مثال: جان نمي توانست بموقع منزل را ترك كند چراكه  مجبور بود موارد متعددي را در منزل چك كند او نگران بود خانه اش دچار حريق شود يا مورد سرقت قرار گيرد    چنانچه ۵ بار موارد مشخصي را چك نكند .او فهرستي از آنچه چك مي كرد راتهيه كرد كه شروعش با راحتترين مواردي بود كه مي شد رفع كرد،فهرست او شبيه به اين بود:

-اجاق(كمترين مايه نگراني)
-كتري
-شومينه گازي
-پنجره ها
-درها(بيشترين مايه نگراني)

او با قدم اول شروع كرد،بجاي اطمينان از خاموش بودن به دفعات متعدد،تنها يكبار آن را چك كرد(مواجهه)-در ابتدا بسيار مضطرب بود و خود را از بازگشت به تكرار اعمال جبري باز مي داشت،او توافق كرد از همسرش نخواهد تا همه چيز را چك كند و همچنين از او نخواهد تا اورا مطمئن سازد خانه امن است(پيشگيري از پاسخ عملي) ترس او بتدريج طي دو هفته كاهش يافت.سپس به قدم بعدي پرداخت(كتري)والي‌آخر.نهايتا او قادر شد خانه را بدون هيچيك از اقدامات تكراري ترك كند و به موقع سر كار خود حاضر شود.

شناخت در ماني

يك روش درماني روانشناسي است كه به شما كمك ميكند به جاي تلاش براي خلاصي از افكار مزاحم،عكس العملتان را به آنها تغيير دهيد.اين روش چنانچه شما افكار مضطرب كننده يا سواسي داريد اما هيچ اقدام جبري براي كسب آرامش انجام نمي دهيد،مفيد است.اين روش مي تواندبه روش مواجهه و پيشگيري از اقدام عملي (ERP)  اضافه شود تا به غلبه بر OCD كمك كند.
اين روش موارد زير را هدف خود قرار مي دهد.

  •  افكار غير منطقي خود نقدگرايانه.

– اهميت بيش از حد لازم به افكار خود.
– برآورد بيش از حد امكان وقوع حادثه ناگوار.
– احساس مسئوليت به دليل وقوع حوادث ناگوار حتي اگر آنها خارج از كنترل شما باشند.
– سعي در خلاصي از تمام خطرات موجود در زندگي كساني كه به آنها عشق مي ورزيد.

  •  افكار ناخوشايند ناخواسته

شناخت درماني به شما كمك مي كند تا چشم انداز متفاوتي كسب كنيد.
همگي ما گاهي افكار عجيب داريم اما اينها فقط افكار هستند آنها به اين معني نيست كه شما فرد بدي هستيد يا اينكه اتفاقات ناگواري در پيش هستند. سعي در خلاصي از اين افكار فايده اي نخواهند داشت در حضور آنها راحت باشيد و با آنها فقط با كنجكاوي مختصري برخورد كنيد. اگر افكار بيشتري به مغزتان هجوم آوردند مقاومت نكنيد و اجازه دهيد باشند و در مورد آنها هم مثل افكار موجود قبلي رفتار كنيد.
به افكار به صورت منفرد توجه كنيد.
چه مدركي به نفع و بر عليه واقعي بودن اين فكر وجود دارد.

  •  اين تفكر چقدر مفيد است؟ چه راه ديگري براي ديدن اين فكر وجود دارد.
  •  بهترين، مهمترين و واقعي ترين نتيجه كدام است؟
  •  چگونه مي توانم به درستي با مشكلات مشابه مشاوره دهم. اگر اين مشاوره متفاوت از آنچه من به خودم مي دهم باشد چه عاملي مرا منحصر به فرد مي
  • سازد؟

يك درمان گر شناختي بر شما كمك خواهد كرد تا تصميم بگيريد كداميك از افكارتان را مي خواهيد تغيير دهيد و به شما ياري مي كند تا افكار تازه اي را بنا سازيد متناسب، مفيد و واقع‌گرايانه‌تر باشد.
اگر جلسات با يك درمانگر در مطب يك پزشك عمومي (GP)، يك درمانگاه يا گاهي يك بيمارستان برگزار مي شوند شما مي توانيد شناخت درماني را از طريق تماس تلفني يا در منزل خودتان در صورتي كه قادر به ترك خانه نباشيد به انجام رسانيد.

-درمان سیستمی رفتاری

یك روش درماني روانشناسي است كه به شما كمك مي كند با یک برنامه زمانی پارادکسی و مکانیسم های چهارگانه تاثیرگذاری فنون درمان رویکرد رفتار سیستمی  اضطراب بیمار کنترل شود و نشانه های بیماری کم شود.

-درمان دارويي ضد افسردگي

داروهاي ضد افسردگي SSRI (مهاركننده هاي انتخابي گيرنده هاي سروتونين) ممكن است در كاهش وسواسها و اعمال جبري موثر باشند حتي اگر شما افسرده نباشيد آنها مي توانند به تنهايي يا همراه با درمانشناختي رفتاري (CBT) براي OCD متوسط يا شديد استفاده شوند. چنانچه درمان با SSRI به مدت سه ماه تاثير درماني نداشت،‌ قدم بعدي تغيير دارو به يك SSRI ديگر يا دارويي به نام كلوميپيرامين (clomipiramine) است.

اين روش هاي درماني چقدر موثر  هستند؟

درمان پاسخ به مواجهه:

حدود سه نفر از چهارنفري كه ERP (مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي) تكميل مي كنند تا حد زيادي از آن كمك مي گيرند. از بين افرادي كه بهبود مي يابند يك نفر از چهارنفر علائمي را در آينده نشان مي دهند و درمان بيشتري را نياز خواهند داشت. اما حدود يك نفر از چهار نفر از دريافت روش مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي (ERP) سرباز مي زند يا اينكه آنرا تكميل نمي كند. آنها ممكن است بيش از حد هراسناك يا آشفته باشند تا آنرا انجام دهند.

درمان دارويي:

حدود شش نفر از ده نفر با درمان دارويي بهبود مي يابند. به طور متوسط علائم ايشان به نصف تقليل مي يابد. درمان ضد وسواس حتي با OCD بسيار طول كشيده   ، به پيشگيري از عود OCD كمك مي كند.
متاسفانه نيمي از كساني كه درمان دارويي را قطع مي كنند دوباره علائم بيماري را بعد از چند ماه نشان مي دهند. اين امر چنانچه درماني دارويي با درمان رفتارشناختي (CBT) همراه گردد بسيار نامحتمل تر خواهد بود.

بهترين روش درماني براي من كدام است :

دارو يا درمان مصاحبه‌اي؟

مواجهه درماني (ERP) در موارد خفيف مي تواند بدون كمك يك كارشناس صورت گيرد روشي مؤثر بوده و ‌در عين حال هيچ اثر جانبي بجز اضطراب ندارد. از سوي ديگر اين روش عزم و اراده و تلاش بسياري مي طلبد و همچنين با مقداري اضطراب افزوده براي   مدت كوتاهي همراه خواهد بود. اگر شما OCD خفيف داريد CBT تنها برايتان كافي خواهد بود. CBT و درمان دارويي احتمالاً به طور يكسان موثرند. اگر شما OCD متوسط تا شديد داريد مي توانيد بين CBT (درمانشناختي رفتاري) (تا ۱٠ ساعت مصاحبه با يك درمانگر) يا  ابتداً درمان دارويي (براي ۱٢ هفته) انتخاب كنيد. اگر بهتر نشديد، بايد هر دو روش درماني را همزمان بكار ببريد. ممكن است در برخي نقاط كشور ليست انتظار چند ماهه براي ديدن يك متخصص وجود داشته باشد.
اگر OCD شما شديد باشد احتمالاً بهترين كار پيش گرفتن هر دو روش درماني از ابتدا باشد.
درمان دارويي تنها چنانچه OCD شما خفيف نبوده و شما احساس نمي كنيد كه بتوانيد اضطراب ناشي از مواجهه درماني (ERP) و بيماري وسواسي جبري خودتان سركنيد. مي تواند يك گزينه به حساب آيد.
اين روش براي حدود ٦٠درصد افراد مؤثر است اما احتمال بيشتري براي بازگشت OCD در آينده وجود دارد (حدود نيمي از موارد در مقايسه با يك چهارم از موارد درمان شده با مواجهه درماني) درمان دارويي بايستي حدود ۱ سال بكار گرفته شودواين روش براي درمان حاملگي يا شيردهي مناسب نيست.
بهتر است اين گزينه ها را با پزشك خود درميان بگذاريد تا تمام اطلاعات مورد نياز در اختيارتان بگذارد. شما همچنين مي توانيد از دوستان قابل اعتماد يا اعضاي خانواده تان كمك بخواهيد.

چه مي شود اگر درمان  كمكي نكند؟

پزشك شما مي تواند شما را به يك تيم متخصص ارجاع دهد كه شامل روانپزشكان، روانكاران، پرستاران، مددكاران اجتماعي و درمانگران شغلي باشد.
آنها ممكن است پيشنهادات زير را مطرح كنند:

  •  افزودن شناخت درماني به درمان موجهه‌اي يا دارويي.
  • درمان سیستمی رفتاری
  •  مصرف همزمان دو داروي ضد وسواس مانند كلوميپيرامين و سيتالوپرام
  •  مداواي ساير علائم مانند اضطراب، افسردگي و اعتياد به الكل.
  •  افزودن داروهاي ضد جنون.
  •  همكاري با خانواده و مددكاران براي حمايت و مشاوره.

چنانچه شما با تنها زندگي كردن مشكل داريد ممكن است پيشنهاد به يافتن اقامتگاهي كنند كه افراد مستقر در آن ياري كنند تا استقلال بيشتري بدست آوريد.

آيا لازم است براي درمان به بيمارستان بروم؟

اغلب مردم با حضور در مطب GP يا كلينيك كه مي تواند مرتبط با يك بيمارستان باشد بهتر مي شوند. بستري در يك واحد بهداشت رواني تنها در صورتي پيشنهاد خواهد شد كه:

  •  شما علائم بسيار شديد داشته ، قادر به مراقبت از خودتان نبوده وافكار خودكشي داشته باشيد.
  •  شما مبتلا به ساير مشكلات جدي سلامت رواني مانند بيماري مرتبط با خوردن،اسكيزوفرنيا، جنون يا افسردگي شديد باشيد.
  •  بيماري وسواسي جبري شما از اينكه به يك درمانگاه مراجعه كنيد جلوگيري مي كند.

چه درمانهايي براي OCD موثر نيستند؟

برخي از روشهاي ذيل ممكن است در بيماريهاي ديگر موثر باشند اما هيچ مدركي قوي مبني بر تاثير آنها در OCD وجود ندارد.

  •  درمانهاي تكميلي يا متفاوت همچون خواب درماني (هيپنوزيس) هوميوپاتي، طب سوزني و داروهاي گياهي اگرچه ممكن است به نظر جالب برسند.
  •  ساير داروهاي ضدافسردگي،مگر اينكه شما از افسردگي علاوه بر OCD رنج ببريد.
  •  قرص هاي خواب آور و آرام‌بخش (زوپيكلن  zopiclone وديازپام وساير بنزوديازپين ها) براي بيش از دو هفته، اين داروها مي توانند اعتياد آور باشند.
  •  زوج درماني، مگر اينكه بجز OCD ساير مشكلات در روابط زناشويي وجود داشته باشند. براي شريك زندگي و خانواده مفيد است كه سعي كنند بيشتر در موردبيماري وسواسي جبري بدانند و اينكه چگونه كمك كنند.
  •  مشاوره و روان درماني تحليلي: برخي مردم تفكر در مورد كودكي و تجارب قبلي خود را مفيد مي يابند. هرچند كه شواهد نشان مي دهند رويارويي با ترسهايمان،موثرتراز صحبت كردن درباره آنهاست

نكاتي براي خانواده و دوستان

  •  رفتار يك فرد مبتلا به بيماري وسواسي جبري (OCD) مي تواند نا اميد كننده باشد. به ياد داشته باشيد اين فرد نمي خواهد مشكل زا باشد. آنها تنها سعي دارند تا حد ممكن با شرايط كنار بيايند.
  •  ممكن است مدتي طول كشد تا فردي بپذيرد نيازمند كمك است. آنها را تشويق كنيد در مورد OCD مطالعه كنند و در مورد آن با يك كارشناس صحبت كنند.
  •  اطلاعات خود را در مورد OCD افزايش دهيد.
  •  شما مي توانيد به مواجهه درماني با نشان دادن واكنش متفاوت به اعمال جبري بستگانتان كمك كنيد.
    – آنها را تشويق كنيد تا موقعيتهاي واهمه زا را متوقف كنند.
    –  به شركت در اعمال جبري يا چك هاي متعدد «نه» بگوييد.
    – به آنان اطمينان بخشي در مورد اينكه همه چيز روبه راه است نكنيد.
  •  نگران نباشيد كه فردي با وسواس افكار خشنونت گرايي عملاً آنرا انجام دهد، اين اتفاق بسيار نادر است.
  •  از آنها سوال كنيد آيا شما مي توانيد به هنگام ملاقات با پزشك عمومي، روانپزشك يا متخصصي ديگر همراه آنها باشيد.

مترجم:Dr. Farzad Khalkhali

منبع:گروه آموزش کالج سلطنتی روانپزشکی بریتانیا (http://www.rcpsych.ac.uk/)

اخبار مرتبط:

کارگاه های در حال ثبت نام
کارگاه درمان سیستمی رفتاری اضطراب، وسواس و بدنی شکل
telegram-chanel
اين مطلب را به اشتراك بگذاريد
  • Facebook
  • Twitter
  • Google+
  • Linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *